محمد حسين بن محمد هادى عقيلى علوى شيرازى

473

مخزن الأدوية ( ط . ج )

مرغ نيم‌برشت و يا با مرق مرغ جوان بغايت مهيج باه و منعظ گفته‌اند به حدى كه به هلاكت مىرساند از شدت انعاظ و به مراتب قوىتر از لحم آن است و نمكسود آن قوىتر از غير نمكسود آن و گويند قوّت اين به حدى است كه هيچ چيز بدان نمىرسد و شرط خوردن آن آنست كه نيم درم آن را سوده بر خمر ابيض پاشيده بعد از طعام بنوشند و بخوابند قوّت باه را به هيجان آورد و به سرعت انعاظ نمايد و گويند كه نر آن در ذكور و ماده آن در اناث مؤثر است و بعضى گفته‌اند كه ماده آن را خاصيتى نيست نه در اناث و نه در ذكور و آنچه از ريگزارهاى حوالى چشمه‌هاى صيدا صيد كنند غير آن چشمه مخصوصه سفيد و به هيأت مذكوره نيست و آن خاصيت و اثر ندارد و بعضى گويند كه آن در رمل مانند آنكه ماهى در آب شنا و غوص مىنمايد مىكند و از اين جهت آن را سمكة الرمل مىنامند و نيز گفته‌اند كه هر عضوى از آن براى فساد عضوى از انسان موافق است مثلًا دست آن براى وجع دست و پاى آن براى وجع پاى و همچنين و اصلى ندارد . سمن به فتح سين و سكون ميم و نون به فارسى روغن و به هندى كهى به كسر كاف عجمى و به خفاى ها و يا نامند و تازه آن را به عربى زبد به ضم زاى معجمه و سكون باى موحده و دال مهمله و در حرف الزاء مذكور شد . ماهيت آن : معروف است دهنيتى است كه از شير حيوانات و يا ماست به عمل مىآورند و بهترين آن روغن گاو و گوسفند و بز جوان فربه است و روغن گاو از همه الطف و روغن ميش و گاوميش و خصوص جنگلى آن اغلظ از همه . طبيعت همه آن : در آخر اول گرم و تر و هر چند كهنه گردد از رطوبت آن مىكاهد و يبوست به هم مىرساند و دوساله آن در اول خشك . افعال و خواص آن : در افعال قوىتر از زبد و محلل و مفتح و با قوّت ترياقيت و مقاوم سموم و مانع رسيدن اثر سم افعى به قلب حتى آنكه بغدادى نوشته كه شخصى را افعى قاتل گزيده بود و غير روغن گاو كهنه حاضر نبود همان را آشاميد آفتى به او نرسيد و يك اوقيه آن با دو سكرجه كه شصت درهم است با آب انار جهت ذوسنطاريا نافع و ملين جلد و منقى بشره و فضول دماغى و سينه و مسمن بدن و رافع يبوست خيشوم و حلق و جهت سرفه يابس و يرقان و طحال و حصات نافع و آن گاه قبض مىنمايد و گاه لينت و لعوق آن ناشتا جهت سرفه يابس مزمن و تليين سينه خصوص با شكر و بادام تلخ و يك اوقيه آن با نيم اوقيه آن شكر جهت رفع عسر البول در حال مجرب و با آب گرم خوردن و قى كردن بعد از آن جهت سموم مشروبه و افيون و به دستور با شير گاو تازه دوشيده و اكتحال آن با آب عنب الثعلب جهت ضربان عين و رفع اورام آن و طلاى آن به تنهايى جهت تليين صلابت آن و با زيت جهت جرب اجفان و بر اذن جهت اوجاع و سعوط آن جهت خناق و شقاق دواب و حقنه آن با آب خاكستر جهت زحير و قرحه امعا و حمول آن با پيه مرغ جهت قرحه رحم و تنقيه آن و بر مقعده رافع شقاق و قاطع بواسير و نزف الدم آن و تدهين گرم كرده و يا ريختن و چكانيدن آن بر موضع گزيده هزارپا و عقرب جراره و قملة النسر و اكثر جانوران سمى مفيد و به تجربه رسيده و قطور نيم گرم آن در گوش نيز جهت قتل و اخراج آنچه در گوش رفته باشد و طلاى روغن حامض و روغن گاو كهنه و يا گوسفند كهنه با سورنجان جهت بواسير مجرب و به تنهايى جهت جذام و ماليدن آن شب بر صورت و خوابيدن و هفت شب پى در پى چنين كردن جهت تنقيه صورت و نيكويى و جلا و تصقيل آن و همچنين زبد اين فعل نمايد و طلاى آن مكرراً محلل اورام خصوصاً اورام زنان و اطفال و بر جراحات باعث رفع خشكريشه آنها و بر دهن جراحات باعث منع التحام آن و گذاشتن فتيله و يا پنبه را آلوده بدان در دهن جراحت باعث وسعت دهن و تنقيه غوران اگر در اندرون آن چرك باشد و چون برگ حناى خشك را نرم كوبيده بيخته با روغن كهنه سرشته بر جرب كهنه و جذام بمالند زايل گرداند و چون روغن را با آب سرد يك صد و يك مرتبه بشويند و بر جرب كهنه و بواسير و اكثر جروح و قروح بمالند زايل گرداند و شسته آن تلخ مىگردد و خالى از سميت نيست و خوردن آن غير مجوز و تمريخ و تدهين به روغن جوشانيده در شير تازه دوشيده جهت اوجاع آن بغايت نافع . مضر علتهاى باطنى و رطوبى و مولد صفرا در محرروين و مطحولين جهت آنكه سريع الاستحاله است به خلط غالب و مرخى معده ضعيف و بلغمى مزاج و مضعف هاضمه است ، مصلح آن در محرور ترشيها و در مبرود جوارشات . مقدار شربت آن : در تداوى تا دو اوقيه و قوّت جاليه و تحليل كهنه زياده از تازه آن است و فعل آن در ابدان متوسط زياده از ابدان قويه مستحكمه باشد ماندن اطفال و زنان و لهذا جهت اورام بناگوش اطفال نافع است و چون روغن فاسد گردد و خواهند كه اصلاح آن نمايند بايد كه با دوغ ماست جوش دهند تا ماست سوخته گردد امّا روغن نسوزد و يا آنكه بر آتش گذارند چون به جوش آيد اندك اندك آرد گندم بر آن بپاشند تا آرد سوخته گردد و روغن نسوزد پس صاف نموده به خرج آورند و نمك در روغن دخل كردن باعث حفظ و عدم سرعت فساد آن است .